صاعد الأندلسي
33
التعريف بطبقات الأمم
مىپرداختند . « 1 » بدينترتيب تاريخنگارى اندلسى بعد از قاضى صاعد پيوسته تحتتأثير مكتبى بوده كه وى وپس از أو شاگردانش تأسيس كردهاند واين مكتب برپايهء أصول عقلي ونقد علمي وروشهاى تطبيقي ومخصوصا به جاى واقعهنگارى ، بر روى انديشهنگارى وثبت تحوّلات فكرى استوار بوده است . « 2 » سرانجام مقرى ( د : 1104 ق / 1632 م ) نيز با تكيه بر روش قاضى صاعد در تأليف كتاب خود : نفح الطيب عن غصن الأندلس الرطيب عمل كرده ومخصوصا تاريخ جنبش علمي اندلس در سدهء پنجم هجرى / يازدهم ميلادي را با استفاده از كتاب قاضى صاعد وبا نقل از آن نوشته است . « 3 » وامّا راه يافتن كتاب قاضى صاعد به شرق جهان اسلام ، نخست به وسيلهء أبو محمّد عبد اللّه بن محمّد بن مرزوق يحصبى اندلسى صورت گرفت كه در سفر خود به حجّ ، آن كتاب را با خود به اسكندريه در مصر آورده به استماع أبو طاهر سلفى مصرى رسانيد ووى سپس آن را از طريق ابن مرزوق به نقل از ابن بريّال از قاضى صاعد نقل كرد « 4 » واز اين طريق بود كه كتاب التعريف بطبقات الأمم در اختيار مورّخان اسلامى علوم قرار گرفت كه بعدا نوشتههاى ايشان ، از مآخذ اروپاييان در تاريخ علوم شد . يعنى ، قفطى ( د : 649 ق / 1264 م ) وابن اصيبعه ( 668 ق / 1270 م ) وابن العبري ( 685 ق / 1286 م ) و . . . قفطى در كتاب تاريخ الحكماء از كتاب قاضى صاعد ، مطالب بسيارى نقل كرده است وحتّى به گفتهء بلاشر « 5 » ، در حدود يك چهارم كتاب وى را همان مطالبى تشكيل مىدهند كه از كتاب قاضى صاعد نقل كرده ، ولى در هيچ جا به ذكر مأخذ خود نپرداخته است ، مگر در سه مورد كه در دو مورد آن هم از وى به اشتباه به عنوان : صاعد بن الحسن
--> ( 1 ) . بلاشر ، همانجا ؛ بوعلوان ، 30 . ( 2 ) . فرّوخ ، تاريخ الأدب العربي ، 4 / 395 ؛ أرسلان ، 2 / 11 ؛ آلدوميه لي ، 361 . ( 3 ) . خان ، « پيشنهاد براي . . . » ، 132 / 12 . ( 4 ) . مقرى ، 2 / 649 . ( 5 ) . « يك مأخذ . . . » ، 361 - 357 lllV .